مرتضى راوندى

98

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اين است كه به همين جهت است كه حيوان مانده‌ايد . » « 1 » در قرن سوم و چهارم و پنجم هجرى ممالك اسلامى ، و از آن جمله ايران مركز علم و فلسفه و حكمت و هنر و معرفت شده بود ، علاوه‌بر آنكه كتب فلسفه و حكمت به نثر نوشته مىشد در شعر نيز فلسفه و حكمت راه يافته بود و عده‌يى از شعراى نامى ما ، حكيم و فيلسوف نيز بوده‌اند ، حكمايى نيز بوده‌اند كه شعر و نظم را وسيلهء بيان مقاصد فلسفى خود قرار داده‌اند مثل ناصر خسرو . خواجه ابو الهيثم در قرن چهارم هجرى طبيبى از اهل گرگان معروف به خواجه ابو الهيثم قصيده‌يى گفته بود كه 82 بيت بود و تمام آن چون و چراى فلسفى بود . اين قصيده . . . جز حكمت منظوم و سؤالات منظوم چيزى نيست ولى گاه‌گاهى خيالات شاعرانهء لطيف نيز در آن آمده است مثل اين دو بيت كه بسيار بلند است : شكار شير گوزن است و آن يوز آهو * و مَرد بِخرَد را علم و حكمت است شكار كه مرد علم ، بگور اندرون نه مُرده بُود * و مرد جَهل ابَر تخت بر ، بُوَد مُردار . . . قصيدهء ابو الهيثم جرجانى ظاهرا شهرت و رواج زيادى حاصل كرده بود و طالبين فلسفه و حكمت آن را از بر مىكردند . در سال 462 كه ناصر خسرو در يمكان بود امير بدخشان آن قصيده را از حفظ نوشته نزد ناصرخسرو فرستاد و از او خواهش كرد كه سؤالات ابو الهيثم را جواب گويد . در اين قصيده 91 سؤال فلسفى و منطقى و طبيعى و نجومى و دينى و تأويلى طرح شده بود و از جوابى كه ناصر خسرو به آنها داده است دو تحرير يا روايت موجود است . . . » « 2 » اينك بيتى چند از آن قصيده : يكيست صورت هر نوع و نيست زينت‌گذار * چرا كه هيأت هر صورتى بود بسيار ؟ زبهر چيست كه جوهر يكى و نه عرض است * به ده نشد ، نه به هشتش ببود نيز قرار چرا هفت و دوازده است امام بنام * و امّهات ، به گفتار و اتفاق چهار . . . ارزش و مقام تحقيق و پژوهش از روزگار قديم تا عصر ما ، هميشه چون و چرا و بحث و گفتگو و تحقيق و آزمايش ، كليد حل مشكلات جهان بوده است . اينشتين بزرگترين دانشمند معاصر ، چند ماه قبل از مرگش ، ضمن مصاحبه‌يى گفت : « هرگز از انديشه دربارهء علل آنچه مىكنى و آنچه

--> ( 1 ) . مجله يادگار ، سال اول ، شماره دوم ، ص 39 ، آناتول فرانس ، به قلم دكتر قاسم غنى . ( 2 ) . مجله يادگار ، سال دوم ، شماره هشتم ، از ص 9 به بعد .